تبليغاتX
::: فرياد در سكوت :::
فكر ميكنن من خوابم!
اَه باز داره حالم از آدما بهم ميخوره !
تو نيكي ميكن و در در دجله انداز ...!‌
تورو خدا نگاه كن ، آدم از همه بكشه ، از خودي ديگه هيچي ؟!
خنجر از پشت !
بهشون لطف مي كني و كاري ميكني كه براي نزديك ترين اعضاي خانوادتم نكردي ، ولي باز ميرن برات صفحه ميذارن !
System Halted!
...
وااااي ي ي ! كم آوردم !  ديگه آدم چيكار كنه ؟! 10 تا انگشتت رو عسل ميكني و ميذاري توي دهنش باز گاز ميگيره؟!‌
...
هرچي آدم چيزي نميگه ، فكر ميكنن آدم خنگه و نمي فهمه! ديگه واجب شد حالشو بگيرم! خيلي احمقه!
+ نوشته شده در جمعه 21 مهر1385ساعت 14:3 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

دو کلام حرف حساب!

سلام ...  

ممنون ، حال من خيلي خوبه ( به اين ميگن مقداد از خود راضي  )، خوب ديگه چيكاريش ميشه كرد ! اين مدلش رو هم تحمل ميكنيم !

اول از همه يه خرده غر بزنم :

1- اول از همه به اين مخابرات فلان فلان شده كه بگم خدا چيكارش كنه! مرتيكه (منظورم همون مخابراته) پول منو گرفته موبايلمو وصل نكرده ! حالا مگه روز تعطيلي ميشه بدون موبايل سر كرد؟! احتمالا ميميرم! ( زرشك ! جنگ ، جنگ تا پيروزي)

2- حالا ميرسيم به دوميش كه مساله حياتي داره ، چون من گُشنمـــــــــــــــــــه تازه دلم هم خيلي هايدا ميخواد ، واي با اون همه سُس چه حالي ميده! آخ جون!  همه توي اين شب به فكر چي هستن من به چه فكري‌ ؟!‌

خوب آخه چيكار كنم ، 2 روز كه شام و ناهار نخوردم !! (احتمال خطر متوفي شدن وجود دارد‌ ، خداييش اگه من بميرم كي بياد هي پشت سرهم ور و غر بزنه!‌؟‌‌)

 

از 1 و 2 نتيجه ميشود كه : موبايل +غذا =زندگي !

چون اگه اين 2 تا نباشن من ميميرم!!!!! ( خداييش ارسطو و انيشتين هم پيش من از منطق و استدلال كم مياوردن!‌ )

 

خوب ديگه غرهامو زدم . واي چه حالي ميده شب گرديه شب احيا! امشب ميخواهيم با بروبكس بريم پتروشيمي! ‌آخ جــــــــــون ! قول ميدم جاي همه رو خالي كنم.

 

پ.ن : هيچ دقت كرديد كه من چه بچه با ادب و با كلاسي شدم! (بزن به تخته ... !‌)

 

عزي مزي ( همون "عزت مزيد " خودمونه )

خیلی چرت گفتم شما به بزرگیتون ببخشید.

 

نقطه ته خط. (آخه يكي نيست به اين آدما بگه كه جاي نقطه كه سر خط نيست ، بلكه ته خطه!!!‌)

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 23:46 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

Have A Nice Day

 

Why you wanna tell me how to live my life?

Who are you to tell me if it's black or white?

Momma, can you help me try to understand

Is innocence the difference between a boy and a man?

My daddy lived a lie, that's just the price that he paid

Sacrifice his life just slaving away

Oh, if there is just one thing I hang onto that gets me thru the night

I ain't gonna do what I don't want to; I'm gonna live my life

Shining like a diamond, rolling with the dice

Standing on the ledge, I'll show the wind how to fly

When the world gets in my face, I say...

Have A Nice Day

Have A Nice Day

Take a look around you; nothing's what is seems

We're living in the broken home of hopes and dreams

Let me be the first to shake a helping hand

Anybody brave enough to take a stand

I've knocked on every door on every dead-end street

Looking for forgiveness and what's left to believe

When the world keeps trying to drag me down

Gotta rise my hands, gonna stand my ground

I say, Hey

Have A Nice Day

+ نوشته شده در سه شنبه 18 مهر1385ساعت 18:21 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

آخر خط ...
دريا ، سكوت ، آرامش

پ.ن: آخر خط و شايد هم آغازي ديگر ! نميدونم فعلا دارم فكر ميكنم ...

+ نوشته شده در سه شنبه 18 مهر1385ساعت 10:22 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

چشمها را باید شست .. جور دیگر باید دید... !!!!!

....

اَه اَه ... باز داره حالم از خودم بهم ميخوره! وقتي ميشينم به كارها و خريتهاي خودم فكر ميكنم ميبينم كه خر پيش من پروفسوره!

اَه مقداد مرده شورتو ببره كه عين آدمهاي كر و  كور چشماتو روي همه چيز بستي !!!!

آخه تا كي عينك خوش بيني ! بسه ديگه ، توي اين مورد ديگه داره OVER FLOW ميكنه!!

" فعلا باش " !!! (چرا اینجا از این ادمکهای عصبانی نداره!!!! )

خفه شو ديگه مقداد هيچ توضيحي قبول نيست!!!!!!

-آخه ...

- زهر مارو آخه ... لال شو!

- م م م ...

- ديگه بسه ه ه ه  ...

از اين به بعد ديگه " فعلا نخواهم بود! "

 

پايان.

 

پ.ن : ضمنا مطلب قبلي حرف دلم نبود ! فقط صرفا يه جا ديدم خوشم اومد اينجا نوشتم!

+ نوشته شده در دوشنبه 17 مهر1385ساعت 23:35 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

قانون جدید نیوتن!

...

پ.ن : سيب ميفته زمين فقط بخاطر تو ، چون تو تنها جاذبه زميني!

+ نوشته شده در دوشنبه 17 مهر1385ساعت 17:22 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

بدون غُر !

سلام روز تازه 

يه روز ديگه توي يه شهر غريب ، البته دارم سعي ميكنم كه ديگه غربتشو فراموش كنم ، چون اگه فراموشش نكنم مثله يه خُره به جونم ميفته و ومن هم اصلا حوصلشو ندارم

 

شكر خدا داره كارا رو غلتك ميفته (البته گوش شيطون كر ) . از بيكار و بيعار بودن متنفرم ، تا باشه كارو درگيري ! بقول خودم : " زلال ترين و گوارا ترين آبها هم اگر يك جا بمونند و راكد بشند ، مي گندند . "  (بابا ایول سخنان قصار! )

 

راستي قبض موبايلمو هم باز يادم رفت بدم ، تركيده . يه بار نشد محض رضاي خدا من اين قبض موبايلمو به موقع بدم! به سرم زد يه مدت وصلش نكنم ولي ديدم تنها پل ارتباطي من با دنياست!

(اخه منو از دنيا انداختن بيرون!)

 

راستي اين دنياي وبلاگ گردي هم خيلي باحاله! يه جورايي شبيه شبكه پيام خودمونه! امروز ياد سال 77 و 78 كه شبكه بازي ميكرديم افتادم .

يادش بخير شبكه  " پيام " 

يادش بخير قرار هاي دسته جمعي تو پارك ملت ...

Frightnight , TrueLies , Skippy , Green , Papati , Zapata , Doc_returen , HowieD , Cayote , …

اَه چقدر آيدي ! اگه بخوام همشونو بنويسم فكر كنم تا فردا صبح طول بكشه!

انجمنهاش هم خيلي باحال بود! انجمن بهشتي رو بگو! يادش بخير با برو بچ Forum بهشتي رفتيم تاتر "دندون طلا " . ميشه از اون دوران كتابها نوشت. يادش بخير...

ديگه بسه!

 

پ.ن: راستي چرا غر نزدم ؟!

 

امضا :

نخود هر آش!

 

+ نوشته شده در دوشنبه 17 مهر1385ساعت 11:31 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

" فعلا باش! "
میگه : " فعلا باش! "

خیلی مسخره هست نه؟؟؟؟

 آخه میخوام نقش نخودی رو توی فیلم زندگی اجرا کنم!

حالم داشت بهم میخورد! گلاب به روی همتون داشت حالم از خودم  بهم میخورد و داشتم بالا میاوردم! میخواستم سرمو بکوبم به دیوار  ... !

خدااااااا.....

پ.ن : نمیدونم چرا هرکاری میکنم گریه ام در نمیاد!!؟ یکی پیدا بشه کتکم بزنه بلکه گریه ام در بیاد!!!

دارم منفجر میشما ! 

تا بعد ...

+ نوشته شده در یکشنبه 16 مهر1385ساعت 20:31 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

خطاکار!

نميگم خطا نكردم ،

 من كه ادعا نكردم

همه گفتن بي وفايي ،

 ولي اعتنا نكردم ...

+ نوشته شده در یکشنبه 16 مهر1385ساعت 14:43 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

دیگه تمومه ...
آی آدما سلاااااام

بازم من اومدم که غر بزنم ولی اول از همه دیروز که داشتم میومدم همدان این اهنگو  تو راه n بار گوش دادمش. خیلی خوشم اومد  :

رفتمو تنهات ميذارم

با يه دنيا گله،

واسه دست كشيدن از عشقت

چاره شد فاصله

روزي كه چشماتو ديدم چشم از همه بريدم

اما دريغ از عشق تو

ديگه تمومه ، شادي حرومه، به قلب خستم زدي نشونه،جونم ...

 

ديگه نميخوام ، دل ديوونه ، از خاطراتم چيزي بمونه ، جونم ...

اي واي از اون همه احساس ، شد پرپر نگاه تو

حيف از دلي كه با جونم ميرفت به نگاه تو ، آه ه ه ه ...

حالا كه دست دل سنگت

رو شد واسه دل خستم

ميخوام بدوني چشمامو ، روي تو بستم

رفتي و قلب تو تنهاست

بين اين همه سياهي

حالا ببين بدون من ، چه سخته بي پناهي

روزي كه دل كندي از من ، گفتي آسونه رفتن

اما دريغ از عشق من

ديگه ندارم عشقت به سينه

تو قلب زخميم ، نشسته كينه

اي واي ي ي

 

ديگه نميخوام ، بمونه يادم ، عشق سياهت داده به بادم ،اي واي ي ي  ...

اي واي از اون همه احساس ، شد پرپر نگاه تو

حيف از دلي كه با جونم ميرفت به راه تو

حالا كه دست دل سنگت ، رو شد واسه دل خستم

ميخوام بدوني كه چشمامو روي تو بستم

اي واي از اون همه احساس ، شد پرپر نگاه تو ...

 

ديگه تمومه ، شادي حرومه ، به قلب خستم زدي نشونه

جونم ....

 

پ.ن : بازم مينويسم . اونقدر مينويسم كه خفه شم!!!!!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 16 مهر1385ساعت 10:52 توسط نامه بی اسم و امضا ! |