تبليغاتX
::: فرياد در سكوت :::
دو راهی زندگی!

نميدونم ما آدما چرا اينقدر با خودمون هم رودَرواسي داريم؟!

بعضي وقتي با حرفهايي كه بايد بزنيم و نمي زنيم مشكلات عديده‌اي براي خودمون و ديگران ايجاد ميكنيم!

 

گاهي به خودم ميگم صادق باشم و هرچي تو دلم هست بگم ولي گاهي يه سري اتفاقات مجبورم ميكنه كه مارمولك بشم و خلاصه يه پا چرچيل و سياستمدار !

اين وسط بدجور گير كردم ، راستش دلم ميخواد هميشه رو راست باشم ولي انگار تو اين دوره زمونه صاف و ساده بودن خطرناكه!!

 

حالا يكي به من بگه اين وسط من چيــــــــــــــــكار كنم ؟

 

پ.ن : كاش ميشد عشقها را با صداي بلند فرياد زد .... !

+ نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 13:31 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

عشقولانه!
اصلا فکر نکنید الان تو مد عشقولانه بازی هستم ولی حالا :

عشقولانه 1

پ.ن : اين آقا از هول حليم داره ميفته توي ديگ! بي جنبه!

عشقولانه 2

پ.ن : اينم I LOVE YOU به خط ميخي! 

I'm so uptight!

+ نوشته شده در جمعه 12 آبان1385ساعت 10:39 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

دروغ بسه!

سلام

آخيش راحت شدم!

چقدر دروغ گفتن سخته ها!

داشتم ميمردم ، خوب شد خودش فهميد ، يه نفس راحت كشيدم

وقتي دروغ ميگی هي دروغ تو دروغ مياد و يه وقت به خودت ميايي و ميبيني كه تا خرخره تو دروغ رفتي و درست كردنش كار فوق العاده سختيه  

...

و باز هم يه رابطه جديد !

خدايا مقداد رو به راه راست هدايت كن

خدا بخير بگذرونه

آميــــــــــــــن

 

پ.ن : آخ جـــــــــون ... ( دليلشو بعدا ميگم چون ممكنه آجــــــي خانوم كله بنده را از تن جدا كنند )

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 9:58 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

شَلافه هستم!

اَه ... از بيكاري خيلي بدم مياد!  

2 روزه كه دارم دور سر خودم ميچرخم. سرگيجه گرفتم بابا !

اينقدر اون روزهايي كه از زور پركاري نمي فهمم چه جوري شب ميشه ، رو دوست دارم كه نگو! حس مفيد بودن خوب حسيه

اينجا هم كه خيلي ســـــــــــــــــــــرده!  دلم كرسي خواست!!! آخ جون ! كاش بود !

وقتي آدم بيكار ميشه همه چي مزخرف ميشه : ابرهاي آسمون ، در و ديوار ، آدمهاي دور و برمون ، ... حتي وبلاگ خودم ( البته اونكه هميشه مزخرفه! ) ، خلاصه همه چيز و همه كس !

خوابم كه نمياد...

گرسنه كه نيستم ...

نميدونم دلم چي ميخواد ؟!؟!

 

پس اين دفعه چون نميدونم دلم چي ميخواد غُر ميزنم !

 

راستي شنيديد ميخوان درِ اين بلاگفا رو گِل بگيرن ؟! ديگه داره كُفرمو در مياره!   هر روز يه مرگشه! ديروزم كه نميدونم چش شده بود وبلاگ من سكته زده بود . امروز هم گريه آدمو در مياره تا يه پست بدي! اميدوارم خدايگان به راه راست هدايتشان فرمايد تا مارو اينقدر اذيت نفرمايند ، آمين

 

پ.ن : ... و بازهم حوصله ندارم .... شلافه هستم!  

(راستی "شلافه" در فرهنگ لغت من همون "کلافه" هست!)

 

+ نوشته شده در سه شنبه 9 آبان1385ساعت 16:23 توسط نامه بی اسم و امضا ! |

ح و ص ل ه ن د ا ر م ...

و ا ي ه و ا چ ه ق د ر ا ي ن ج ا س ر د ه !

د ا ر م ي خ م ي ز ن م !

ا ص ل ا ه م ح و ص ل ه ن و ش ت ن ن د ا ر م ، ن م ي د و ن م چ ر ا ؟ !

ح ا ل م گ ر ف ت ه ه س ت ، ا ي ن ج ا ه و ا خ ي ل ي ق ش ن گ ه ، ج ا ت و ن خ ا ل ي

 

پ.ن : خدا همه مريضها ، از جمله من بينوا رو شفا بده!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 13:51 توسط نامه بی اسم و امضا ! |