من: سلام آقاي دكتر ![]()
![]()
دكتر: سلام عزيزم ![]()
من : آقاي دكتر من يه مشكل بزرگ دارم ..
دكتر : چه مشكلي عزيزم ؟ ![]()
من : من آدم نميشم! ![]()
دكتر : چـــــي ؟ البته اين مشكل جديدي نيست ، خيليا درگير اون هستن! ![]()
من : خسته شدم ، هرچي خودمو به تخت ميبندم ، قرص ميخورم ، آدم نميشم... ![]()
دكتر : خوب نشانههاي بيماريت چيه ؟ ![]()
من : بازيـــــگري! ![]()
دكتر: چـــــــــــي؟ ![]()
من : آره آقاي دكتر ، اداي آدماي خوشحال رو در ميارم!
دكتر: اينكه خوبه! ![]()
من : نه ديگه حالم داره بهم ميخوره ، تا كِي فيلم و سناريو .... ميخوام خودم باشم ... ![]()
دكتر : ....
من : دلم ميخواد برگردم به 2 سال پيش ... واقعا شـــــــــــــاد باشم ... از بعضي رفتارهاي خودم حالم بهم ميخوره ... مزخرف شدم آقاي دكتر ... دلم ميخواد بيرون و درونم يكي باشه ... ! ![]()
دكتر : شرمنده پسرم ماشين زمانمون خراب شده ، داديم براي تعمير . فكر كنم براي قرن 22 آماده بشه! ![]()
من : پس من چيكار كنم ؟؟؟ ![]()
دكتر: شايد بشه با قرص كاريش كرد ![]()
من: باشه آقاي دكتر فقط سريعتر ، دارم منفجر ميشم! آمپول هم باشه عيبي نداره ...
دكتر : صبح ها 2 تا قرص سبز ، ظهر ها 3 تا قرص قرمز و يه دونه راه راه يشمي ، شبها 5 تا بنفش بخور ! ![]()
من : آقاي دكتر اميدي هست كه خوب بشم ؟؟
دكتر : آره عزيزم ! ( با نيشخند ) ![]()
من : آخ جون ، ممنون آقاي دكتر ، روز بخير ! ![]()
دكتر : خواهش ميكنم عزيزم ، راستي از ستاره هاي آسمون غافل نشو ! ![]()
من : چي ؟ ستاره ؟ آسمون ؟؟؟؟ ![]()
.....
مقـــــــــــداد .... صبح شده بيدار شـــــــــو ... ! ![]()
آه ... بازهم داشتم خواب مي ديدم كه دارم آدم ميشم !
خوب آرزو بر جوانان عيب نيست! ![]()
راستي چي گفت ، چند تا قرص كي بخورم ؟ 2 تا بنفش صبح يا شايدم 3 تا قرمز شبها يا شايدم 4 تا سرمهاي ظهرها! ؟ ! ![]()
آه! باز هم نُسخمو يادم رفت ... ![]()
اصلا باز بخوابم شايد اين دفعه نسخه دكتر رو يادم موند!
![]()
![]()
![]()
پ.ن: به دنبال آرامـــــــــــــــــــــش !